آنا کارنینا

'آنا کارنینا' جز محبوب ترین رمان های دنیاست که نه فقط خوانندگان، بلکه کارگردانان فیلم و تاتر، بازیگران، اساتید ادبیات و حتی روانشناسان می توانند در این اثر لئو تولستوی نکات بی نظیری را برای خودشان پیدا کنند. در کشورهای روسی زبان این کتاب را معمولا به برنامه درسی ادبیات در دانشگاه اضافه می کنند، دلیل اصلی این است که کتاب مذکور از لحاظ احساسات و پیام اجتماعی بسیار عمیق و ارزشمند است و روان خواننده و همچنین تجربه اجتماعی او باید به اندازه کافی گسترش پیدا کرده باشد تا درک مطلب و هدف نویسنده از نوشتن این اثر برایش قابل هضم باشد.

کتاب 'آنا کارنینا' در سال 1878 میلادی برای اولین بار چاپ شد اما قبل از انتشار رسمی به صورت بخش های جدا در مجله های معروف آن زمان توجه خوانندگان را جلب کرده بود. لئو تولستوی از قشر بالا جامعه بود، اما می شود گفت که وی بین کمتر نویسندگان روسی در زمان شوروی بود که توسط رژیم ستایش می شد. دلیل اصلی این بود که تولستوی عاشق مردم عادی، روستاییان و اقشار پایین جامعه بود زیرا به نظر وی اقشار بالای جامعه نه فقط فرهنگ اصیل روسی را فراموش کرده بودند بلکه ذات شریف هم در این بخش از جامعه کاملا از بین رفته بود. ادبیات شناسان می گویند که این رمان اثر خاصی بین تمامی نوشته های ادبیات روسی می باشد زیرا پیام اجتماعی آن برای هر قرن و هر کشوری معنی دار است. هدف اصلی لئو تولستوی از نوشتن 'آنا کارنینا' نشان دادن پوسیدگی طبقات بالایی جامعه ، از بین رفتن تدریجی انسانیت بین نجیب زادگان به دلیل تمایل بیش از حد به تجملات ، بی هدف زیستی و خستگی از روزگار بود. اما به نظر کافه راشا دلیل اصلی نوشتن این رومان برای لئو تولستوی ترس از ناپدید شدن بنیان خانواده در زمان کنونی بود.

تولستوی در اوایل رمان می گوید 'همه خانواده ها به صورت یکسان خوشبختند اما هر خانواده به صورت منحصر به فردی بدبخت است'. هر کدام از قهرمانان این داستان روزانه گناه می کنند و در اصل فقط به فکر خویش هستند. آنا کارنینا همسر بی وفا و آدم خودخواهی به نظر می آید اما در حین خواندن این کتاب خواننده بسیار واضح می فهمد که جامعه طوری خراب شده است که این رفتار های ناشایست را می طلبد و بعضی اوقات آدم ها در گمراهی خودشان تحت فشار جامعه اختیار را از دست می دهند و راه لغزانی را به جای راه درست انتخاب می کنند. خانم آنا بعد از خیانت به همسر خود روزبه روز متوقع تر می شود و در اشتباهات خود گم می شود . ما شاهد این هستیم که عمر این قهرمان داستان مانند یک فنجان چینی به تکه های ریز می شکند.

ضعف یک انسان در مقابل شرایط هم جز نکات اصلی داستان می باشد. آنا بعد از اینکه فهمیده بود که هرچه که در زندگی او ارزش داشته از بین رفته تصمیم می گیرد که خودکشی کند و خود را به زیر قطار می اندازد. باز هم خواننده پیش خود فکر می کند که اگر دلسوزی و توجه به مشکلات اطرافیان بین اعضای جامعه از بین نرفته بود کسی می توانست دست آنا را بگیرد، از اول داستان گناهکاری او را تشویق نکند و ماننده یک دوست نتایج رفتارهای ناشایست را به او بفهماند، شاید این قهرمان داستان هم می توانست با طمع خود مبارزه کند و زندگی خود را از دست ندهد. و در نهایت همین جامعه است که با قضاوت های خود آدمی را که به سمت گناهکاری می کشاند و با ظاهرپرستی خود آدمی را از بین می برد.

در این رمان شخصیت آنا، دوستان ، همسر و معشوقه او با مرد جوانی به نام ' لوین ' مقایسه می شود که فردی خودساخته است و با داشتن افکار پاک و ذاتی مهربان هیچ گاه خود را اسیر قضاوت های جامعه نمیکند. آقای لوین چون که راه درست را انتخاب می کند در پایان داستان به خوشبختی هم می رسد و حتی به دلیل وفاداری، عدم توقع و ازخود گذشتگی قلب خانم ' کیتی ' را که همیشه عاشق او بوده به دست می آورد و خانواده سالمی را می سازد و به جای این که خود را با لذت های لحظه ای اسیر کند با چشمان باز به آینده نگاه می کند و با تلاش روزانه به اهداف پاک خود می رسد.

صد در صد سلیقه خوانندگان مختلف است و گروه کافه راشا در رابطه با ارزش خواندن این رمان قضاوت نخواهد کرد اما به عنوان یک اثر بسیار معروفی از ادبیات روسی و جهانی رمان تراژدیک 'آنا کارنینا' را به مخاطبین خود توصیه می کند.

نویسنده : اکسانا دیدیک